1- لامارک : (دانشمند فرانسوی قرن 18 )نظریه ی او براین اساس است که آیا از یک اندام استفاده می شود یا نه 

وقتی از اندامی زیاد استفاده شود قوی شده و اگر به کار نرود ، رشد چندانی نخواهد کرد و این ویژگی به نسل های بعدی به ارث می رسد.

مثلاً ؛ موش کور به دلیل زندگی در تاریکی و عدم استفاده از چشم ها ، با گذشت زمان و در نسلهای پشت سرهم بینایی خود را از دست داده است.

2- داروین : ( زیست شناس انگلیسی قرن 19 ) نظریه ی او انتخاب طبیعی نام دارد و این نظریه را در کتاب منشأ انواع شرح داد.

انتخاب طبیعی به این معنی است که طبیعت در هر محیط افراد سازگارتر را انتخاب می کند و آنهایی را که برای زیستن در آن محیط مناسب نیستند ،را ازبین می برد.

داروین در مطالعات و ازمایشهایش متوجه شد ؛ با این که تعداد فرزندها از والدین بیشتر است ولی همیشه به دلایل زیادی از جمله بیماری ،نبود غذای کافی و شکار شدن ؛باز هم در مجموع تعداد جانداران خیلی زیادتر نمی شود.مثلاً علی یک ماهی گوپی خرید که بعد از دو روز در آکواریوم حدود 60 تخم گذاشت ولی خود ماهی مادر و ماهی های دیگر آکواریوم شروع به خورده آنها کردند.علی ماهی های بزرگ را در آکواریوم دیگری انداخت .بعضی از تخم ها اصلاً به بچه ماهی تبدیل نشدند و بقیه که از تخم بیرون آمدند؛شروع کردند و دیگر بچه ماهی های ضعیفتر و بقیه ی تخم ها را خوردند و در آخر فقط دو بچه ماهی برایش باقی ماند که آنها هم همان روز اول که به آکواریوم بزرگ ، کنار ماهی های بزرگ رفتند به وسیله ی آن ها خورده شدند!

در حقیقت علی شاهد یک رقابت برای زنده ماندن و زندگی کردن بود که در این رقابت همیشه موجود قوی تر و سازگار تر برنده است .

3- دووریس: ( دانشمند هلندی قرن 20 ) که نظریه ی جهش را بیان نمود.

صفاتی که ناگهان در فرد ظاهرشده و به نسلهای بعد نیز انتقال پیدا می کنند.این صفات بیشتر مواقع بد و نامطلوب هستند ولی اگر مفید باشند؛موجب سازگاری بیشتر جاندار و افزایش جمعیت ان گونه می شوند.