با توجه به آن چه در این سال ها آموخته ام اکنون می توانم بگویم که این شاخه از علوم به دلیل ارتباط فراوانش با آنچه در محیط طبیعی وجود دارد؛علوم طبیعی هم نامیده می شود و هر جا که چیزی در مورد بدن و محیط اطرافتان چه دور و چه نزدیک توجه شما را به خود جلب کند ؛این یک جنبه از علوم تجربی است که شما را به سمت خود می خواند.

علم به معنای دانستن و علوم تجربی از نظر من آن قسمتی از دانسته ها است که با تجربه و آزمایش توسط خود فرد یا افراد دیگری در گذشته بدست آمده است.بیشتر ما از اینکه مجبور باشیم یک مطلب را -هرچند کوتاه-حفظ کنیم ،لذت نمی بریم و لی انجام یک آزمایش یا دست زدن به تجربه ی جدید را دوست داریم.اکثر ما چه دختر و چه پسر آزمایش سوزاندن کاغذ با ذره بین-به قول معلم علوم ؛عدسی محدب-را در حیاط خانه ،کوچه ویا در مدرسه انجام داده ایم و از آن هم لذت برده ایم؛حتی آن کسانی که یواشکی این کار  را انجام داده اند و بزرگ ترها گوششان را کشیده اند ،هم ازیادآوری این آزمایش لبخند روی لبانشان می نشیند.

ما انسان ها به طور ذاتی کنجکاو هستیم ولی اگر این غریزه را سرکوب کنیم و یا مشغله های فکری روی آن راپوشاند، ما خاصیت دانشمند بودن خود را برای همیشه از دست خواهیم داد.س اگر دوست دارید که روزی دانشمند شوید ،کنجکاو باشید و ازپرسیدن آنچه که نمی دانید یا خوب یاد نگرفته اید ؛ خجالت نکشیدو همواره به دنبال جواب نادانسته هایتان باشید.

علم مخصوصاً علوم تجربی ما را به خدا شناسی سوق می دهد و آنگاه که ما از ظرایف موجود درگیتی  آگاه می شویم ،بیشتر به وجود آفریننده ای دانا و توانا پی می بریم که باید شاکر و ستایشگر او باشیم.

مدیر وبلاگ